خانواده رمضان و ستاره

قصه رمضون و ستاره

خانواده رمضان و ستاره

رمضون و ستاره چهاربری یه زوج ۳۶ و ۳۰ ساله هستن.دارای ۶ بچه‌­ی قد ونیم قد به اسم­‌های: فرشاد (۱۹ ساله) فردوس (۱۴ ساله) مهران (۱۱ ساله)  اشکان (۸ ساله) آزیتا (۶ ساله) و ارغوان (۳ ساله)

رمضون از عشایر مختاری چهاربری و بختیاریه. بازی کردن با بچه‌هاش رو خیلی دوست داره خصوصاً با ارغوان کوچک‌ترین عضو خانواده. رمضون حواسش به همه‌جا هست و در مدتی که با هم همسفر و هم‌کوچ بودیم، این رو هر روز به چشم می‌دیدیم. مخصوصاً در مسیرهای خطرناک ، یک لحظه اینجاست و یک لحظه جای دیگه و هم‌زمان کل خانواده، قاطرها و گله رو مدیریت می‌کنه.

داستان آشنایی ما با این خانواده

خانواده رمضون و ستاره را اولین بار در کوچ بهاره‌شان در سال ۱۳۹۸ همراهی کردیم. همان کوچی که از قله سه‌لیله در ادامه کوه کینو عبور کردیم. خانواده‌­ای دوست داشتنی با فرزندانی که اگر شما هم با طرز فکرشون آشنا بشین،‌ قطعا مثل ما شیفته‌شون میشین.

این اولین عکسیه که از خانواده رمضون و ستاره می‌بینیم. البته کل خانواده توی این عکس نیستن! فردوس و اشکان، پسرهای بزرگ و کوچک خانواده رمضون و ستاره‌ان که اول از همه باهاشون آشنا می‌شیم. فردوس ۱۴ سالشه و اشکان ۸ سالشه. البته برادر بزرگتری هم دارن به اسم فرشاد که چون همراه خانواده نبود،‌ما کلا ندیدمش!

فردوس از همه بزرگ‌تره و به همین خاطر هم نسبت به همه‌چیز احساس مسیٔولیت می‌کنه. مخصوصاً نسبت به گله.

اشکان هم با اینکه سنش (در ذهن ما) کمه، ولی پابه‌پای فردوس و مهران (برادر سوم که هنوز ندیدیمش) گله‌داری می‌کنه. از همە اعضای خانواده اجتماعی‌تره و با همه ارتباط برقرار می‌کنه. ما اولین بار به همراه یک زوج مستندساز ایتالیایی و پژوهشگر اتریشی همراهشون شدیم. اونجا ازشون کارت‌بازی یاد گرفت و بهشون چوب‌بازی یاد داد! اشکان از همه بلندتر می‌خنده! وقتی زوج مستند‌ساز ایتالیایی خواستن باهاش مصاحبه کنن، این‌طوری خودش رو معرفی کرد:

به نام خدا، من اشکان مختاری چهاربُری هستم، از اول تولد تا الان عشایر بودم.

 یکی از سخت‌ترین قسمت‌های کوچ، رد کردن گله از رودخونه است. مخصوصاً رودخونه‌هایی که جریان آب توشون سریع باشه. با فردوس و اشکان، ۲ تا از فرزندان خانواده آشنا شدیم. فردوس معمولاً جلوی گله رو مدیریت می‌کنه و اشکان هم ته گله رو. مهران رو هنوز ندیدید! مهران، برادر وسطی، در حالی که حواسش به وسط گله است، اما کار اصلیش اینه که دنبال بره‌های کوچیک یا جامونده می‌گرده، اون‌ها رو بغل می‌کنه و با خودش از رودخونه رد می‌کنه. برای همین هم الان توی عکس نیست، چون سخت مشغوله! مدام به هر طرف می‌دوه و دنبال کوچک‌ترین عضو‌های گله است.

کاش یک‌ روز باهامون همسفر شید تا ببینید موقع رد کردن گله از رودخونه چه هیاهویی به پا می‌شه! با اینکه هر کسی کارش مشخصه و می‌دونه که باید چه کار کنه ولی باز هم انگار همه‌چیز رو گذاشته باشی روی دور تند، حرکات خیلی سریع می‌شه، دام‌ها هم سریع‌تر می‌شن، اما یک‌ چیزی هم باعث می‌شه نخوان پاشون رو توی آب بذارن و اون‌جاست که سر و صدای زیادی به پا می‌شه.
فردوس و مهران و اشکان با کمک بقیه، گله رو از رودخونه رد می‌کنن و بعدش مطمیٔن می‌شن «هیچ‌کس» جا نمونده باشه!

رمضون و ستاره میگن که سلامت گله برای عشایر از همه چیز مهم‌تره، چونکه منبع اصلی تأمین غذا و محصولاتی مثل ماست، کشک، روغن … هستش که همه ی اون­ها از شیر درست میشه.

محصول اصلی که خانواده رمضون و ستاره تولید می­‌کنن و بخشی از اون رو برای مصرف خانواده برمیدارن و بخشی رو میتونن به فروش برسونن، روغن بز، کشک بز و قره قروت هستش.

رمضون و ستاره میگن:

ما علاوه بر محصولاتی که برای شما درست می‌­کنیم و می­‌شناسین، باید در مسیر کوچ نون مورد نیازمون رو هم بپزیم. چون بیشتر غذای اصلی ما با نون هست.

ما اصلی‌­ترین و آشناترین نوع غذاشون رو با اسم آبدوغ خیار می­‌شناسیم که  تمام پروسه تولیدش هم در کوچ درست میشه. از دوغ و نون گرفته تا سبزی­‌های تازه کوهی .

گله خانواده

کل خانواده  «مختاری چهاربری»، که ما خانواده رمضون و ستاره صداشون می‌کنیم، در نگاه اول تودار، ساکت و جدین. البته به جز ارغوان و اشکان که از همه کوچک‌ترن.
در عین حال خیلی هم مهربونن، ولی می‌دونین این‌طوریه که مهربونی‌شون در نگاه اول بروزی نداره، اما وقتی که یکم باهاشون معاشرت کنی، می‌بینی که از رمضون (پدر خانواده) تا ستاره (مادر خانواده) و ۶ تا فرزندانشون، هر کدوم یک‌جوری جاشون رو توی دلت -برای همیشه- باز می‌کنن.
ترتیب خانواده مختاری این‌طوریه:
_ رمضون و ستاره (۳۶ و ۳۰ ساله)

_ فرشاد (۱۹ ساله)
_ فردوس (۱۴ ساله)
_ مهران (۱۱ ساله)
_ اشکان (۸ ساله)
_ آزیتا (۶ ساله)
_ ارغوان (۳ ساله)

و اما «رمضون» از «خانواده ستاره و رمضون» یا به قول خودمون رمضونشون!

 رمضون حواسش به همه‌جا هست. توی مدتی که با هم همسفر و همراه بودیم، این رو هر روز به چشم می‌دیدیم. مخصوصاً در مسیرهای خطرناک، یک لحظه اینجاست و یک لحظه جای دیگه و همزمان کل خانواده، قاطرها و گله رو مدیریت می‌کنه. رمضون بازی کردن با بچه‌هاش رو خیلی دوست داره، خصوصاً با ارغوان -کوچک‌ترین عضو خانواده- که در تصویر هم می‌بینیدش
هنوز هم هر یک هفته-ده روز وقتی که در ارتفاع باشن و آنتن داشته باشن، بهمون زنگ می‌زنن یا پیام می‌دن و حالمون رو می‌پرسن. رمضون خیلی بامعرفته، امیدواریم ما هم بتونیم یک روز به کمک شما، مرام و معرفتش رو جبران کنیم. 

ستاره

رکن دیگه «خانواده رمضون و ستاره» است. ستاره ۳۰ سالشه و تقریباً همسن خود ما در گروه ایرانومده. یکم طول کشید تا با هم دوست شیم. اما وقتی دوست شدیم و سر معاشرت، درددل و رفاقت باز شد و ادامه پیدا کرد تا همین امروز.
 پشت چهره زنان عشایر معمولاً نوعی سرسختی و جدیت هست که توی صورت ستاره هم دیده می‌شه، این حالت چهره اما نماینده خوبی برای درونشون نیست. ستاره در کنار تمام کارهایی که تو کوچ انجام میده از قبیل نگهداری گله، مراقبت از بچه‌­ها و تولید محصول، لباس ­های محلی  قشنگی هم میدوزه.

خانواده رمضون و ستاره محصولات عشایری مثل کشک خشک و روغن بز هم درست می‌کنن که می‌تونین از محصولات ایرانومد مارکت تهیه کنین.

ستاره مادر خانواده

هر روز دم غروب، به محض متوقف شدن کوچ، بساط پختن نون به راه می‌شه. ستاره می‌گفت هر روز حدود ۹۰ تا نون پخته و خورده می‌شه!
موقع همراهی در کوچ، ناهارها رو معمولاُ نون و دوغ، نون و ماست یا نون و روغن  می‌خوردیم. بعضی از شام‌ها هم عدس‌پلو یا غذاهای یکم سنگین‌تر می‌خوردیم. اینجا مثلاً بساط عدس‌پلو به راه شده ولی اشکان، پسر کوچک خانواده رمضون و ستاره، دیگه طاقت نیاورد و شروع کرد همون نون و ماست رو خوردن.
کوچ، روزهای سخت هم داره، مثلاً توی تجربۀ کوچ بهار پارسال با خانواده رمضون و ستاره، روز پنجم خیلی خسته شدیم، حدود ۲۲ کیلومتر در مسیر سخت راه رفته بودیم ولی رمضون همش می‌گفت که باید یکم جلوتر بریم. این روزها اتراق شبانه دیگه خیلی می‌چسبه! ولی چادر که به راه می‌شه، کارها تازه شروع می‌شه. از پختن نون تا دوشیدن شیر و کارهای دیگه!
گله هم برای خودش پخش می‌شه، ولی بقیه از دور حواسشون بهشون هست، اینکه قاطرها خیلی دور نرن، دزد یا حیوان وحشی به گله نزنه و چیزی کم‌ وکسر نشه. خصوصاً قاطرها خیلی دوست دارن که دور بشن و برای خودشون به گردش برن.

به چشم خودمون دیدیم فردوس همیشه خیلی به مادرش کمک می‌کنه. بیشتر از چهار خواهر و برادر دیگه‌ش. مهران برادر دوم، با اینکه خیلی آروم و ساکته و زیاد کنار مادرش می‌شینه اما معمولاً بیشتر به همه‌چیز نگاه می‌کنه. فردوس، که الان هم توی عکس می‌بینیمش، توی روز گله رو می‌چرخونه و شب موقع استراحت هم میاد کمک ستاره.
توی سفر هم‌کوچی پارسال، ۲ تا مستندساز ایتالیایی هم همراهمون بودن. موقع مصاحبه فردوس ازش پرسیدن که شهر رو دوست داری یا نه؟ جواب فردوس حیلی برامون جالب بود و دقیقاً همون چیزی رو گفت که همیشه یکی از اهداف اصلی تأسیس گروه ایرانومد (عشایر ایران) و بعد هم نومدمارکت (فروشگاه محصولات عشایری) بوده و هست. گفت «اینجا رو دوست دارم، شهر رو هم دوست دارم. دوست دارم برم شهر درس بخونم و برگردم پیش ایلم. می‌خوام برم و برگردم. برم درس بخونم و پول دربیارم و موقع کوچ برگردم پیش گله‌م».👦🏻🐐

دیگه همه افراد توی این عکس رو شناختیم به جز یک نفر: دختر بزرگ خانواده، آزیتا! 🙂
از همون روز اولی که با خانواده رمضون و ستاره همسفر و هم‌کوچ شدیم، اسمی که برای آزیتا انتخاب کرده بودن خیلی برامون جالب بود.
آزیتا ۶ سالشه و همیشه حسی بین کودکی و بزرگسالی بهمون منتقل کرده. در عین اینکه توی کارها کمک می‌کنه و مثلاً حواسش به آتش نون‌هاست، ولی تاب‌بازی و اسب‌سواری رو هم خیلی دوست داره. باز وقت‌هایی که مشغول کاری نیست، وقت‌هایی که حواسش نیست؛ ولی ما حواسمون بهش بوده، می‌بینیم که خیلی ساکته و انگار همیشه داره به یک چیزهایی که ما نمی‌دونیم فکر می‌کنه.

 تمام مدتی که با هم بودیم هیچ حرفی نزد و راستش ما هم خیلی سعی نکردیم این اتفاق بیفته، دوست نداشتیم اذیت شه یا کنارمون راحت نباشه. بعد از یک مدت هم انگار ما هم ازش یاد گرفتیم، یاد گرفتیم که می‌شه ساکت بود و حرفی نزد؛ اما دوست شد و دوستی کرد.

ارغوان ۳ ساله، آخرین و کوچک‌ترین عضو خانواده رمضون و ستاره است که باهاش آشنا می‌شیم. توی مدتی که این خانواده رو شناختیم، رهایی ارغوان رو از همه بیشتر دوست داشتیم. 🙂
برای خودش توی دشت با بره‌ها و بزغاله‌ها بازی می‌کنه و با یکی از خرها خیلی دوسته! یعنی عشقش اون خر سفیده! همه‌جا با خودش می‌برتش. باهاش حرف می‌زنه و همش نگاهش می‌کنه. تقریباً هر روز صبح که می‌خوان قاطرها رو بار بزنن، ارغوان گریه و بی‌تابی می‌کنه که چرا دوستش رو ازش جدا می‌کنن. همون‌جا بود که «دوستی ارغوان و خرش» یکی از خاطرات موندگارمون از کوچ شد.
امیدواریم بتونیم به زودیِ زود دوباره ارغوان رو از نزدیک ببینیم. تا اون موقع با رویای کوچ به سر می‌بریم و از محصولاتی که ستاره و رمضون، مامان و بابای ارغوان، همین امسال تولید کردن می‌خوریم و یادشون می‌کنیم. محصولات اصلی که خانواده رمضون و ستاره تولید می­کنن و بخشی از اون رو برای مصرف خانواده برمیدارن و بخشی رو میتونن به فروش برسونن، روغن بز، کشک بز و قره قروت هستش.

شما می­تونین یکی از محصولاتشون رو  برای اولین بار تست کنید تا با طعم و کیفیت بی­نظیرش آشنا بشید

ما توی نومدمارکت فقط محصولات عشایر رو بی‌واسطه به دستتون نمی‌رسونیم؛ بلکه دوست داریم تبدیل به رسانه‌ای بشیم که خودتون هم بتونید مستقیم با خانواده‌‌ها حرف بزنید، آنها براتون قصه‌هاشون رو تعریف کنن و بعدها که کرونا از بینمون رفت، باهم پیششون بریم و باهاشون حتی در مسیر کوچ همسفر بشیم. 🙂

ارغوان ۳ ساله