خانواده پیروز و منیژه

محصولات این خانواده

قصه پیروز و منیژه​

پیروز و منیژهَ

خانواده پیروز و منیژه علیرغم سن کمشون، خانواده شلوغ و عیالواری هستن. ۶ تا بچه قد و نیم‌­قد دارن که خدا حفظشون کنه و به خاطر بچه­‌های کوچک­شون نمی­تونن کوچ را به روش سنتی انجام بدن. در عوض، منیژه و بچه­‌های کوچک با ماشین به چراگاه بعدی خود می­رن و منتظر می­مونن تا پیروز، گله گوسفندان را با خودش بیاره. این خانواده یک جایی بین ۲ روستا تو مناطق بختیاری خونه دارن و بچه­‌ها برای درس خوندن،‌ هر روز با قاطر به مدرسه روستا میرن و برمیگیردن.

دختر بزرگ خانواده شکیبا هستش که نسبت به بقیه خواهرها و برادراش احساس مسئولیت میکنه و مراقبشون هست. تنها پسر خانواده اسمش محمد هست که تو ۷ سالگی کمک دست پدرشه و وظیفه بردن دام برای چرا در مراتع رو بر عهده داره. محمد هر روز صبح خیلی زود از خواب بیدار میشه و تنهایی گله رو به بالادست میبره برای چرا و عصر برمی‌گرده و با وجود سن کمش این کار رو خیلی خوب انجام میده و ارتباط خوبی هم با محیط اطرافش و عناصر طبیعت داره.

بچه سوم اسمش شیداست که با خواهر بزرگترش حسابی رفیقه و حس خواهری بینشون خیلی زیاده. اونا وظیفه آوردن آب را بر عهده دارن و هر زمان که به آب احتیاج داشته باشن، مجبورن با الاغ، به نزدیکترین روستا برن و آب بیارن. معصومه،‌رقیه هم دخترهای کم سن و سال خانواده هستن که برای کار کردن خیلی کوچک هستن و فعلا تو دنیا بچگی سرگرم بازی کردن و کشف محیط اطرافشون هستن. نکته جالب در مورد دخترا،‌ سر زنده و خنده رو بودنشون هست و حس خوبی که آدم با دیدن چهره شون میگیره.

مهتاب، کوچکترین عضو خانواده، دفعه اول که این خانواده رو دیدیم هنوز به دنیا نیومده بود. بار دوم که بهشون سر زدیم،‌ مهتاب تازه به دنیا اومده بود که عکسش رو میتونین ببینین.

پیروز نسبت به تازه واردان بسیار خونگرمه و یکی از تفریحات مورد علاقه‌­ش ساخت معما برای حل دیگرانه. پیروز آدم کم حرف و خجالتی هستش، ولی صدای خیلی خوبی داره و دوست داره برای دیگران آواز بخونه. وقتی که ما مهمونش بودیم،‌ برامون آواز خوند که حسابی لذت بردیم.

خانواده پیروز و منیژه،‌ با وجود بچه‌های کوچک و دست تنها بودن،‌ محصولاتی مثل کشک و روغن تولید میکنن. البته ماستی هم که منیژه درست میکنه فوق العاده خوشمزه هست.

عشایر بختیاری