خانواده مراد حسین و معصومه

شروع دوباره کوچ

مراد حسین و معصومه نمونه جالبی از روند معکوس خانواده های عشایری هستن. خانواده ای از طایفه سادات درخشانی که  تا چند سال پیش،‌ در روستایی به اسم زرک در منطقه کوهرنگ ساکن بودن و کوچ نمی‌کردن. البته برای چرای دام به مناطق بالا دست روستا میرفتن، ولی جابجایی دایمی نداشتن. تا حدود ۳ سال پیش که به خاطر زیاد شدن تعداد دامشون تصمیم به کوچ کردن میگیرن. و ازونجایی که مراد حسین،‌براد طلا خانم هستش، همراه با خانواده خورشید و طلا کوچ می کنن و تو مراتع نزدیک به هم ییلاق میکنن.

اعضای خانواده

مراد حسین آدم آروم و پرکاری هستش و مثل همه پدرهای خانواده عشایری،‌ حواسش به همه چی و کل خانواده هست. تو مدتی که در کنار این خانوده بودیم،‌چنتا نکته در مورد مراد حسین توجهمون رو جلب کرد. یکی اینکه خیلی به نظافت اهمیت میده و تقریبا یک روز در میون تنی به اب میزنه  و لباساشو میشوره. نکته دیگه اینکه خیلی ادم دل رحم و مهربونی هست، مخصوصا نسبت به حیوون­ها. مثلا وقتی بره­های کوچک رو از رودخانه با سرد رد میکردن، ناراحت بره ها بود. یا مثلا شنیدیم یکبار جلوی شکار گراز توسط یکی از اطرافیان رو گرفته.

معصومه خانم هم مثل مراد حسین،‌ آدم آروم و و پرتلاشی هستش. مادر سه فرزند هست و در کنار همه کارها و کمک­هایی که به مراد حسین میکنه،‌ از عهده بزرگ کردن بچه ها هم به خوبی برمیاد. اونا ۳ بچه دارن . مسلم که بزرگترینشون هست و کمک دست خانواده تو انجام کارها. یک دختر و پسر کوچکتر هم هستن که بقیه اعضای این خانواده رو تشکیل میدن