داستان های نومدمارکت

داستان شروع نومد مارکت

کوچ عشایر

مسیر کوچ ییلاق: ایل‌راهِ کوه سلیله، زردکوه
بهار ۱۳۹۸
«کرونا»، «عشایر»، «ما» و‌ «شما» چه ربطی به هم داریم؟ چه ربطی می‌تونیم به هم داشته باشیم؟ «ما» دوست داشتیم ارتباط بین «عشایر» و «شما» رو برقرار کنیم؛ و حالا «کرونا» شتاب‌دهندهٔ این هدف ما شده. 🙂

در نومدمارکت، داستان ما، همان داستان عشایر است. 🙂
براتون تعریف می‌کنیم چرا و چطور. 🍀🐑🐐


نومدمارکت بهار ۱۳۹۹ متولد شد. همزمان با فصل کوچ عشایر (ییلاق)، همزمان با جدی(تر) شدن کرونا، همزمان با رقص میان امید و ناامیدی.

مثل عشایر تغذیه می‌کنیم و طبیعت رو دوباره می‌فهمیم. تغذیه‌ای که هم غذای روح و هم جسممونه و به زودی با هم شریکش می‌شیم.

 

تصویر بالا رو نگاه کن، این اولین تصویریه که از خانوادهٔ «رمضون و ستاره» می‌بینیم. رمضون‌‌ مسیر رو نشون می‌ده و ستاره، در حالی که ارغوان روی دوششه، بند قاطرها رو‌ هم دستش گرفته. تصویری که دیدیم همه از مسیر کوچ این خانواده است. در مسیر کوچ اتفاقات مختلفی میفته، بخش بزرگی از داستان ما هم در مسیر کوچ اتفاق میفته. بیاید از مسیر کوچ شروع کنیم، چند هفته در راه باشیم و زمانی که وقت برپا کردن چادرها شد، از خود ییلاق هم حرف بزنیم.

 

این نشان نومدمارکته. امیدواریم هر وقت دیدینش یاد خاطرات خوبتون از ایران و خاطراتی که با عشایر ایران خواهید ساخت بیفتید. 🙂

نومدمارکت برای ما چندین ساله که شروع شده. از حدود ۴ سال پیش که اولین کوچمون رو به همراه عشایر رفتیم و بعد هم بقیه رو با خودمون همراه کردیم، یک بخشی از فکر و ذکرمون کمک به فروش محصولات عشایر شد. دیدیم وجود سه یا حتی چهار دست واسطه چه مشکلاتی با خودش میاره و دوست داشتیم دست واسطه‌ها و دلال‌ها رو کوتاه کنیم. البته از همون سال‌ها هم شروع کردیم و در حد خودمون سفارش محصولات مختلف رو گرفتیم. از گلیم و جاجیم و لباس گرفته تا کشک و روغن.

امسال ولی قضیه جدی‌تر شد. قرار بود بهار ۱۳۹۹، به همراه چندین مسافر و گردشگر دغدغه‌مند، سفرهایی برای همراهی با عشایر در کوچ داشته باشیم. همۀ کارهاش رو کرده و خیلی خوشحال بودیم! قرار بود وجهی از ایران رو به غیرایرانیان بشناسونیم که کمترشناخته‌شده؛ اما خیلی باارزشه. داستان‌هاش رو می‌تونید توی صفحۀ irannomadtours بخونید. 🙂

ولی خب نشد که بشه. کرونا برنامه‌های ما رو هم این‌طوری بهم ریخت. خداروشکر کرونا به میون عشایر نیامده و برای همین تصمیم گرفتیم که نه خودمون و نه بقیه این بهار پیششون نریم. همۀ برنامه‌ها رو لغو کردیم و همۀ مبالغ رو هم پس دادیم. بی‌اغراق بگیم، بیشتر از اینکه ناراحت خودمون باشیم، ناراحت دوستامون (خانواده‌هایی که کم‌کم همینجا باهاشون آشنا می‌شید) بودیم که حالا باز مجبورن برای جبران این درآمد محصولات بیشتری تولید کنن و باز توی این سیستم دلالی بفروشن یا دام بیشتری پرورش بدن که بتونن بفروشن. مسیٔله‌ای که از یک طرف باعث آسیب به محیط‌زیست هم می‌شه.

««برای اطلاعات بیشتر راجع به نحوۀ کمک نومدمارکت به چرخۀ محیط‌زیستی و حفظ خرده‌فرهنگ‌ها به پست شمارۀ [۷] مراجعه کنید.»»

اینجا شد که دیگه مطمیٔن شدیم باید کاری بکنیم و نومدمارکت از دل کرونا، بهار، افکار ما و محصولات عشایر متولد شد. 🙂

هدفمون اینجا فقط فروش محصولات عشایر نیست، اینجا داستان ما، همون داستان عشایره. از خانواده‌ها، از دوستامون، از کوچ و داستان‌هاش و صدالبته از هنر دست عشایر می‌گیم. اینجا قراره یک قدم، چه ذهنی و چه جسمی به عشایر ایران نزدیک‌تر بشیم. 🙂

نومدمارکت رو دنبال و به بقیه هم معرفی کنید تا با هم به حفظ خرده‌فرهنگ‌‌های ایران کمک کنیم. 🙂 🍀🐑🐐

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *